۱۳۸۹ آبان ۵, چهارشنبه

ابر و نور

سلام
ابر می غرد ولی باران نمی بارد!فقط دارد برق می زند و غرش همین.گویا می خواهد فقط امدن پاییز را خبر بدهد ولی خبر ندارد که بچه ها یک ماهه دارند هر ظهر و عصر امدن پاییز را خبر می دهند.به قول اخوان "بر عبث می پاید".
ولی نه !درست است که هر دو پاییز را خبر می دهند ولی خبر بچه ها دل ادم را شاد می کند و برعکس ابر خبرش را با غم می گویید.نمی دانم شاید من این حس را دارم ولی فکر کنم دلیل اینکه ابر با خود دل گرفتگی می اورد این است که جلوی نور را می گیرد!
ولی من توی این شهر ابری بودنش را به یک خاطر خاص دوست دارم و ان اینکه می دانم فردا صبح حداقل برای چند ساعت هم که شده اسمان این شهر را مثل اسمان ولایت خودمان صاف و ابی ابی خواهم دید.کوه را زلال می بینم .و ....

-توجه: بازدید کنندگان محترم (ه) این ماهی های تنگ ما را هر وقت امدین کمی غذا بدهید(توی تنگ کلیک کنید!).تا ما یک فکری به حال این گربه ی  بیچاره و ناز بکنیم!!
-اگه هم حالش را ندارید حداقل ماوس خود را برا چند لحظه توی تنگ نگه دارید!!!!

۴ نظر:

یاس گفت...

سلام.
وای من که با ابر دلم وا میشه. عالیه... امروزم اینجا کلی ابر و بارون بووود.
این ماهیا خیلی نازن مطمئن باشین من هواشونو دارم. به این گربه هم بگین بره خونشون.

؟؟؟؟ گفت...

ابر جلوی نور را می گیرد! اگر نوری داشته باشی که دلت نمی گیرد!!(البته نور معنوی بحثش جداست!)

-گربه هم که هنوز تو انتخابش مونده!

گرفتار گفت...

روزهای ابری برای من دلگیری شیرینی دارد!
هوای ابری قبل بارون خبر از اومدن بارون می دهد و باران که می بارد ...
بعد بارون هم دلتنگی برای بارونی که تمام شد...

شخص سوم گفت...

من با گرفتار موافقم!
دلتنگی که روزای ابری دارن،زیباست
مثه دلتنگیهای عصرای جمعه نیست!